close
تبلیغات در اینترنت
ظـهـیرالـدیـن مـحـمـد بـابـر
در شبکه های اجتماعی هوادار ما باشید
صفحه اصلی تالار گفتمان آرشیو عضویت ورود نقشه سایت خوراک تماس با ما طراح قالب مترجم قالب
موضوعات
آرشیو
لینک های روزانه
لینک های دوستان

ظـهـیرالـدیـن مـحـمـد بـابـر

819 بازدید جمعه 12 / 02 / 1393 بیوگرافی شاعر های پارسی,بیوگرافی شاعر های اوزبیک,تاریخ ترک,
لایک: نتیجــــه : 5 امتیــــاز توســـط 5 نفـــر ، مجمـــوع امتیــــاز : 10

 

ظـهـیرالـدیـن مـحـمـد بـابـر

 

خـاقـان شـاعـر و سیـاسـتـمـدار خـردمـنـد   

 

تاریخ تماشاگۀ ارباب عِبَر دور

هر صفحه سی آیینۀ احوال بشر دور

علیشیر نوایی

 

 دانشمند بزرگ و عارف اوزبیک امیرعلی شیر نوایی توصیه مینماید که " تاریخ گذشتۀ هر کشوری عبرت آموز است. از تاریخ پند باید گرفت".

ولی با کمال تأسف باید گفت، آنهائیکه لازم است از تاریخ پند بگیرند و عبرت آموزند، تاریخ نمی خوانند. قدرتمندان غالبا تاریخ نمی خوانند. مردم هم تاریخ  میسازند و هم میخوانند و هم میدانند.

  تاریخ کارنامه های کریه ترین چهره ها و محبوب ترین شخصیت ها را زنده نگهمیدارد تا به مردم  بیداری و به آیندگان آگاهی بخشد. تاریخ تورک ها در سیاست اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور ما افغانستان و نیم قارۀ هند   و سایر کشور های آسیای مرکزی وآسیای میانه نقطۀ عطف بزرگی بود که بسیاری از شکوفائی های علمی فرهنگی، ادبی، عرفانی، عدالت و مساوات و عمران معموره ها و شهر ها و پیدایش راه های اتصالات بین المللی وامتداد تجارت بشکل جهانی، ریشه از آن زمان دارد. تحقیق و مطالعه کارروائی ها و عملکردهای دولت های تورکی مخصوصا درساحات تاریخی و اجتماعی ارزش پند آموزی و حکمت اندوزی فراوان دارد. بنا بران دولتمردان و مردم کشور ها باید انهارا بخوانند و پند بگیرند.

تجارب تاریخی و اجتماعی آن زمان بما نشان می دهد که روابط هیأت های حاکمه با فرا دستان و مناسبات اجتماعی شان با فرودستان چگونه بوده  و مبارزات آنها  برای بهروزی چگونه صورت می گرفته است. از شیوه و نظام حکومتداری آنها میتوان درک کرد که اخذ مالیات های گوناگون بدون هیچ فرق و امتیاز و تبعیض در بین اتباع هندو و مسلمان و نیز از سایر  کشور های تحت اداره شان به چه نوع عملی میشده است. همچنان  به مسایل فرهنگی چقدر توجه فوق العاده مبذول می شده و به مسائل مدنی واجتماعی از قبیل حقوق زنان، ازدواج ها و آئین های مربوط به اقوام مختلف چگونه برخورد عملی و عادلانه صورت میگرفته است.  تصویر درست و واقع بینانۀ حیات شخصیت های بزرگی چون سلطان حسین بایقرا، امیرعلی شیرنوایی، ظهیرالدین محمد بابر، همایون، شاه جهان  و کار نامه های شان، ابزار و وسایلی هستند که با توسل به ان می توان  به ارباب قدرت و مردم پند داد و عبرت آموخت. جانبداری ما از اعمال نیک و انسانی مردان با شخصیت و کارنامه های  پسندیدۀ آنان و مقایسۀ آن با اعمال ستمگران، کج اندیشان ، نادرستان بصورت کلی بما معیارهای درست قضاوت را میدهد تا میان حق و باطل بتوانیم مرز دقیق بکشیم.

 

""""

هدف و مقصد این نوشته  

من در ایننوشتهمختصر به کشورکشائی ها و فتوحات تاریخی ظهیرالدین محمد بابر و دوران تورکی تیموری وی کمتر تماس میگیرم. زیرا دانشمندان و  مورخین ملی و بین المللی در این خصوص تحقیقات زیادی نموده و آثار زیادی را به زبان های فارسی، اردو و انگلیسی و تورکی و عربی نوشته  و معلومات جامع  زیادی را درین زمینه ارائه کرده اند. آنچه که مورد علاقه من قرار دارد، سیاست مداری، تامین عدالت و مساوات ، زیست پروری ، اعمار عمارات ، انکشاف زراعت و باغداری و صنایع مختلفه،  تشویق علم و دانش، ایجاد فضای مساعد برای رشد شخصیت های عرفانی و فرهنگی در کشور است.  

معرفی کوتاه شهنشاه بزرگ ظهیرالدین محمد بابر

ظهیرالدین محمد بابر شخصیت برازنده، دانشمند بنام، رجل سیاسی و نظامی برجسته، شاعر و ادیب بزرگ اواخر قرن پانزدهم میلادی خراسان، ماوراؤالنهر و نیم قارۀ هندوستان است . تولدش درماه فبروری 1483 میلادی مطابق به ماه محرم سال 888 هجری در حریم شاهی عمر شیخ میرزا حکمران فرغانۀ اندیجان   اتفاق افتاده است.

 عمر شیخ میرزا چون پدران خود اهل قلم، اهل فرهنگ و مهارت های نظامی بود و به مطالعۀ کتب تاریخی، مثنوی و دیوان اشعار شاعران علاقمند و به زبانهای ترکی، فارسی، اردو و عربی تسلط داشت.

بابر میرزا در کانون چنین خانواده که اصل و نسب شان از طرف پدر و مادر به دودمان شاهی تکیه میکرد و نیاکانش مردان شمشیر و قلم و سیاستمدار و کار آگاه در امور نظامی بودند به دنیا آمد. عمر شیخ میرزا پدر بابر درماه جون 1494 زمانیکه مصروف تأمین ارتباط با فرماندهان تحت قلمروش بود از فراز کبوتر خانه برزمین افتاد و وفات کرد، چه در آن زمان کبوتر وسیله تأمین ارتباط از یک محل به محل دیگر بود و کبوتر ها وظایف پسته رسانهای امروزی را انجام میدادند.

بابر بعد از فوت پدر دوازده ساله بود که در سال 1494 میلادی  در خطه شاهی دلکشای اندیجان قبای شاهی پوشید و تاج سلطنت بر سر نهاد. تعداد رقبایش زیاد بود، مگر بابر جوان با اراده قوی و تدبیر درست وسالم سر انجام به همه مشکلات و دسایس دشمنان فایق آمد و در نتیجه اساس امپراتوری بزرگی را در جهان گذاشت. زندگی بابر پر از مبارزات خستگی ناپذیر، کارکردهای ایجادی، بازسازی، رخدادهای هیجان آور، تلاش ها و کوشش های سازنده انسانی است. بابر امپراتوری رو به زوال تیموریان را دوباره به پااستاده میکند و برای پایداری یک دولت مرکزی که از دیر باز در آسیای میانه در حال قوام و استحکام بود سخت سعی و تلاش به خرچ میدهد.

 بابر به زودترین فرصت  خراسان و بعدا نیم  قاره هندوستان را در حیطه تسلطش در می آورد و به این ترتیب « امپراتوری بزرگ تورکان تیموری » را در این مناطق پی ریزی مینماید.

بابر برای انکشاف زراعت و سیستم آبیاری و رشد دانش و فرهنگ شرایط نسبتا مساعد را فراهم می آورد. در قلمرو امپراتوری وی تلاش های بیدریغ برای ترقی و تعالی امور اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مردم این مناطق صورت می پذیرد و برای استقرار یک دولت مرکزی می کوشد. دولتی که او بنیانگذاری میکند در رشد حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی افغانستان و هند  نقش مثبت بازی مینماید.

بابر در ادبیات شناسی، تاریخ و زبان شناسی، موسیقی و دیگر دانش های معمول عصر خود نه تنها دسترسی بسیار پیدا میکند بلکه در آنها آگاهیهای همه جانبه کسب مینماید و به این گونه سیمای شخصیت بزرگ علمی، فرهنگی، نظامی و سیاسی زمانش را بخود میگیرد.

بابر شاعر توانا، نویسنده، هنر مند، منقدی سخن سنج و ادیب بود  و به شاعران و ادیبان  قلمروش سخت احترام و اکرام میکرد. در علم موسیقی جهت نیایش به پروردگارعالمیان به ایجاد راگ ها و مقام های مختلف توجه خاص صورت میگیرد.

 بابر در فقه اسلامی صاحب نظر کاملی بود و به مشایخ و صوفیان راستین احترام زیاد داشت. بابر خطاط خوش نویس و ماهری بود و خطی بنام خط بابری اختراع کرد. نامبرده قرآن کریم را بدان خط نوشته و به مکه معظمه فرستاده است.

آثار منظوم  و منثور بابر

آثار منظوم و منثور بابر که به زبانهای تورکی ، فارسی و اردو بچاپ رسیده بدینقرار است:

 1. دیوان تورکی که در سال 1910میلادی در شهر کلته هندوستان بچاپ رسیده.

2. مثنوی "مبین" مشهور به فقه بابری که در سال 928 قمری برای هدایت و ارشاد پسرش در باره مسایل فقهی و دینی و اخلاقی به زبان تورکی سروده شده است.

3. رساله والدیه اثر تصوفی خواجه عبیدالله احرار که در سال 935 قمری به نظم تورکی ترجمه کرده است.

4. رسالۀ عروض که آنرا در سال 933 قمری به زبان تورکی نوشت.

5. واقعات بابری در احوال زندگی خودش و پیشامد های تاریخی که هنگام حیاتش رخداده است. واقعات بابری به نام های توزوک بابری و بابر نامه نیز مشهور است.

بابرنامه یکی از آثار گران بهای فرهنگ جهانی بشمار میرود و تا حال بچندین زبان عمده جهان ترجمه و چاپ شده و به صفت ارزنده ترین اثر بابر او  را شهرت جهانی بخشیده و یکی از شاهکار های ادبی وی را در زبان اوزبیکی تشکیل میدهد.

احترام به باور های مذهبی و  دانشمندان هندوستان:

مردم سرزمین هندوستان به خدمات شایسته تاریخی تورکان تیموری و مخصوصا بابر به نظر احترام مینگرند و آنرا تقدیر و تحسین مینمایند. صدراعظم وقت هند جواهر لعل نهرو در اثر معروفش "کشف هندوستان" در باره بابر و نواسه وی جلال الدین محمد اکبر چنین مینویسد:

بابر شخصی جالب و از مردان تیپک و با تدبیر دوره روشنگری یا رنسانس شرق است. او دوستدار هنر و ادبیات است. از زندگی لذت را میپسندد و آنرا بالاتر از هر چیز میشمارد و با داشتن عالی ترین خصایل و فضایل، نواسه وی اکبر جالبتر از اوست.

به وجود آمدن یک دولت بزرگ مرکزی توسط بابر در هندوستان، زمینه را برای رشد و شگوفائی و ترقی و تعالی هند مهیا می کند. بابر به امور کشاورزی و عمران هند اهمیت و عتبار زیاد می دهد. نامبرده کانال ها و نهرها و جوی های فراوان را در نقاط مختلف آن کشور بنا و حفر می کند. زمین های بایر را صالح زراعت ساخته تحت آبیاری قرار میدهد و به ساحه زمین های زراعتی وسعت می بخشد، باغهای زیادی را ایجاد میکند و عمارات رنگ برنگ را اعمار مینماید. بابر قبایل گوناگون هند آنروز را احترام می کند و به رعایت عقاید و باور های مذهبی، عرف و عادات پسندیده ایشان میپردازد. در اطرافش دانش مردان و شخصیت های بزرگ علمی ادیان و مذاهب مختلف را جایداده و شیخ ارنی دانشمند هندی را به وزیری و ندیمی اش بر میگزیند.

به مورخ بلند پایه و بلند آوازه خواند میر و سایر سخنوران و دانش مردان عزت و احترام می کند و یک مجمع بزرگ علمی و فرهنگی را در دربار خود تشکیل میدهد. در دربار بابر،  اهل علم و قلم و دانش و ارباب ذوق و حال جمع میشوند.

بنا های معروف بابر در هندوستان :

الف. چار باغ آگره.

ب. ایوان کلان داخل قلعۀ آگره و عمارت سه منزله دارای ایوان.

مسجد سنگی و چند گنبد.

ج. بنای چارباغ و عمارتی در دهالپور.

د. بنای باغ نیلوفر و حمام در دهالپور.

هـ. بنای زهره باغ ، رام باغ و هشت بهشت در آگره .

اجراآت امور دولت و کشور داری با درنظر داشت مصلحت بزرگان با تجربه و کار فهم:

بابر در اجرات امور کشوری و لشکری همیشه با مصلحت اشخاص با تجربه و صاحب صلاحیت، دانشمندان و بزرگمردان کار میکرد و با درنظر داشت فکر و ملاحظات این بزرگمردان عمل مینمود. بابر این سنت پسندیده را بفرزندان خویش نیز توصیه میکرد ودر یکی از نامه هائیکه به همایون پسرش فرستاده است، چنین می آورد:

 " کارهارا با صلاح و مشوره  رعایای تجربه کار و علمدانان، بیک های کهنه کار و سالمند و محترم در منصۀ عمل پیاده کن . اگر رضائیت مرا میخواهی خلوت  نشینی و کم اختلاطی با مردم را ترک کن. برادر خود و بیک هایت را در اختیار خود شان مگذار و روزی یک مرتبه آنها را به نزد خود طلبیده هر مشکلی که داری روی آن صحبت کن و پس از قرار گیری و تصمیم لازم به اتفاق آن دولت خواهان آنرا به منصه عمل پیاده کن هر مصلحت که باشد با صلابت و تدبیر به مشوره و اتفاق به اطرافیان خویش بده"

بابر توصیه و و صیت خود را بفرزندش همایون چنین ادامه میدهد:

الف . در قلمرو خود بخصوص در هندوستان در مقابل رعایای غیر مسلمان از خشونت نباید  کار گرفت، با آنها از روش و رویه مردمداری ونرمش استفاده باید کرد.

ب. همیشه از تعصبات مذهبی در حذر باش و مقدسات دینی و مذهبی و سنن و رسم و رواج مردم را احترام کن .

ج. عبادتگاه های هیچ مذهبی را تخریب مکن و با  پیشوایان مذهبی رویه مناسب داشته باش.

د. از کشتن گاو در هندوستان پرهیز نما.

هـ. نشر و اشاعه دین اسلام با لطف و احسان بهتر است نه با زورشمشیر.

و. اختلافات شیعه و سنی باعث ضعف اسلام است و مگذار که این اختلافات آغازگردد.

 بدین ترتیب اعمال بابر نشاندهنده آن است که هیچ نوع تعصب مذهبی و قومی در وی موجود نبوده و در دوران فتوحات خود هیچ عبادت گاهی را تخریب و قومی را بالای قوم دیگر به چور و چپاول اجازه نداده است  و همین وصیت او توسط اخلافش نیزمحترم دانسته شده و به موجبش عمل صورت گرفته است.

بابر ادیب ، شاعر و مورخ:

ظهیرالدین محمد بابر تنها مرد نظامی و دولتی و رهبر با تدبیر و فرمانروای بزرگ نبود، بلکه او سخنوری چیره دست و سترگ ، ادیب و مورخ و شاعری توانا نیز بحساب میرود. یکتن از نویسندگان غرب اینگونه بابر را به شناسائی گرفته است:

" اگر از دید گاه سخاوت و مردانگی، زیبنده گی و محبت به علم و هنر و برخورد موفقیت آمیز با مردم، بابر را با دیگر شاهان آسیا مورد مطالعه قرار دهیم، در میان شاهان آسیای میانه نظیر وی را یافته نمیتوانیم".

 نویسنده و محقق،  محترمه شفیقه یارقین که در تهیه و نشر آثار تاریخی و ادبیات اوزبیکی (تورکی)  مصروفیت دارد، در یکی از کتب منتشره خود در مورد شخصیت علمی و ادبی بابر  چنین آورده   :

" ادبیات اوزبیک اگر دو نماینده بزرگ و دو استاد سخنور بزرگ داشته باشد به تائید همگان نخستین کسی جز امیر علی شیر نوائی و دومین جز ظهیرالدین محمد بابر نخواهد بود. زیرا این دو شخصیت ادبی با آثار ارزشمند، اشعار دلپذیر و نثر شیوا و پرمفهوم خود نهال نازک ادبیات و زبان اوزبیکی را آبیاری کردند سبز و بارور ساختند و نیرو و استقامت بخشیدند تا نسل های آینده، جوانه های تازه تری برین درخت پرثمر و نیرومند پیوند زنند و برباروری و دیر پائی آن همت گمارند و از برکت آنان است که این نهال سبز و شگوفه بار تا امروز همچنان جوانه میزند، گل می کند ثمر میدهد و روز تا روز شاخه های آن بر آسمان افراشته و ریشه های آن در قلب زمین سالمند محکم می کند.

 مجموعه اشعار تورکی ( اوزبیکی ) بابر مشتمل بر عزلیات و رباعیات میباشد.  اشعار بابر راستین، عمیق و انسانی است  و شور و جذبه ئی که تار و پود اشعار وی را میسازد کاملا فطری و عاطفی میباشد  و از همین لحاظ چون بلوری انعکاس دهنده حالات و هیجانات عاطفی اوست. بابر نه تنها شعر میگفت و شور می آفرید بلکه شعر میخواند، شعر می شنید ، شعر میساخت، شعر دوست میداشت و شعر آفرینان و سخنوران را تشویق میکرد.

 بابر در ساحه موسیقی هم سهم سود مندی از خویش بجا میگذارد. او یکی از نغمات چهار گانه و بسی مقام های اوزبیکی را می آفریند ، راگ ها و مقام های زیادی ذریعه استادان و نوازندگان ایجاد میگردد.

بابر ستایشگر عشق و زندگی و نغمه پرداز شادی و سرور است. بابر به زنده گی واقعی باورمند است. زندگی را با غم و الم ، حسرت و درد به ستایش و سرایش نمیگیرد بلکه آنرا با سعادت و بختیاری ، شادی و سرور، افتخار و سرمست، سربلندی و سرافرازی ، آزادی و استفلال میخواهد به توصیف و تحسین بگیرد. بابر محبت و عشق را جز زندگی و از غریزه های اساسی انسانها میداند و از اضطراب هجران رنج می برد و عاشق وصال دلدار است. غزل ذیل دلیل واضحی برای تائید گفتار ماست.

یازفصلی، یار وصلی، دوستلار نینگ صحبتی        

  شعر بحثی، عشق دردی، باده نینگ کیفیتی

یاز فصلیدا، چاغیر ایچماک نینگ اوزگا حالی بار    

 کیمگا بو نشه میسر بولسه بار دور دولتی

عشق دردینی چیکیب هم کیم که تاپسه وصل یار                 

 اول زمان بولغای، اونوت یوزییلغی هجران شدتی

دوستلار نینگ صحبتی دا، نی خوش اولغای بحث شعر        

  تا بیلینگای هر کیشی نینگ طبعی بیرلا حالتی

 گر بو اوج ایش نی موافق تاپسانگ، اول اوج وقت ایلا

 موندین آرتوق بولماغای ، بابر جهان نینگ عشرتی

در غزل فوق بابر فصل بهار را با کیفیت باده وصال معشوق را با درد عشق و صحبت دوستان را با بحث شعر رویا روی قرار داده به ستایش میگیرد. بابر عشق را منبع حیات و شادی دانسته، آنرا از شمار ارکان اساسی زنده گی بحساب می آورد. بابر سخنور عاشق ، محبوبش را با تمام وجودش دوست دارد و به آن احترام و صمیمیت عمیق قایل است و با فروتنی و تواضع بی شمار خویشرا در برابر معشوق خوار و زبون دانسته و با زبان عجز اینگونه بیان میدارد:

سین گل سین و مین حقیر بلبل دور مین

سین شعله سین اول شعله غه مین کول دور مین

نسبت یوقتور دیب اجتناب ایلا ما کیم

شاه مین ایل گا، ولی سینگا قول دور مین

ترجمه:

تو گلی و من حقیر ، بلبل هستم

توشعله یی و من خاکستر آنم

نسبت دوری قرابت بین من و تو، از من اجتناب مکن

اگر من شاه مردم باشم غلام و برده تو هستم

 

تمایلات و علاقه خاص بابر به افغانستان و مخصوصا شهر کابل:

 بابر کابل را بسیار دوست داشت و روزگار نوجوانی اش را در این شهر گذارانده و دلبسته این شهر بود. بابر در شهر کابل صاحب فرزندان گردید و در این شهر لقب شاهی اختیار نمود و در کمترین زمان شان و شوکتی بخود پیدا کرد.

بابر غنایم و خزاین زیادی را که بعد از فتوحاتش در هندوستان و سایر کشور ها بدست میآورد یکمقدار آنرا بمردمان و ساکنین شهر کابل بخشش مینمود. بابر با اعمار باغها و بنا های باشکوه در افغانستان و هندوستان نامش را بخط زرین در تاریخ ثبت کرده و از پیشگامان و بزرگان نهضت سبزها و آبادانی در کشور ما و نیم قاره شمرده میشود.

بابر در حین وفات وصیت کرد که جسد اورا در کابل و در باغی که آنرا خودش ساخته بود بخاک بسپارند.

باغ ها و بنا هایی که بابر در افغانستان اعمار نموده:

باغ استالف: تاریخ احداث آن در سال 1519 میلادی است. تابلوهایی در دست است که بابر را در حال اشتراک در اعمار باغ ها و نهر ها آباد گردیده و تاکنون هم این باغ بهمین نام موجود است.

چهار باغ قندهار : این باغ در شمال غربی قندهار برکنار دریای ارغنداب واقع بوده و هنوز هم شادابی آنزمان خود را حفظ نموده است. همچنان از اعمار باغهای دیگری در کابل در بابر نامه ذکری بعمل آمده از قبیل باغ نوروزی ، بوستان سرای ، چهار باغ ، باغ بهشت ، باغ بنفشه ، باغ نور، باغ خلوت ، باغ صورت خانه ، باغ شهرآرا، چار باغ ، جلوه خانه ، اورته باغ، باغ صورت و باغ مهتاب.

از جمله تعمیرات عصربابر در کابل ، تخت بابر است که برفراز کوه شیردروازه عقب شفاخانه ابن سینا، صفه ئی ساخته شده و در آن حوض دایروی شکل بنا شده و کتیبه ئی وجود دارد که بسال 1508مطابق 914 هجری به این عبارات : تخت گاه عالم پناه ظهیرالدین محمد بابر بن عمر شیخ کورگان خلدالله ملکه فی سنه 914 هجری .

 از بنا های دیگری که در وقت بابر و سلالۀ او تجدید بنا شده قلعه ارگ است که اکنون بنام بالاحصار کابل معروف است. شاعری در توصیف این بنا چنین گفته است:

بخور در ارگ کابل می ، بگر دان کاسه پی در پی

که هم کوه است و هم دریا و هم شهر است و هم صحرا

چهل زینۀ قندهار:

 بطرف غرب شهر قندهار برفراز کوه سرپوزه طاق سنگی در کوه تراشیده شده که به چهل زینه مشهور است که به فرمان بابر در مدت نه سال توسط هشتاد نفر سنگتراش به اتمام رسیده. در طاق مذکور نام بابر میرزا، کامران میرزا، عسکری و میرزا هندال پسران بابر که به ساختن آن همت گماشته بودند به خط نستعلیق با تاریخ اعمار آن 1521 میلادی که سال فتح قندهار توسط بابر است نقر گردیده .

 داستان راد مردی و فضیلت و فرهنگ دوستی شاهان تورکی تا سال 1747 میلادی ادامه دارد. بزرگترین شعرا و سخنگویان و عارفان همچو مولانا جلال الدین رومی بلخی ، عطاملک جوینی ، خواجه رشید الدین فضل الله  و حضرت علی شیر نوائی، امیر خسرو دهلوی، میرزا اسدالله غالب،  حضرت ابوالمعانی بیدل و غیره از سلسله دودمانهای تورکی  بوده اند.   

به وضوح میتوان دید که پس از گذشتن عصرها این بزرگان نام آور و افتخار آفرین تاریخ که با قتل نادر شاه افشار آخرین سلسله این خاندان ها در کشور ما به اختتام رسید، از آن تاریخ به بعد  نه کشور ما و نه  مردمان شریف ما روز و روی خوشی را ندیده اند . هر قدر که در مطالعه و تحقیق و تفحص خود در قسمت این شاهنشاهان پاک نژاد رعیت پرور و کشور دوست   و دانشمندان همیشه جاوید تورک ها پیش برویم ، اخلاص و محبت ها و تحسین و تمجید ها به آنان زیاد میشود. دوران امپراطوری جهانگیر و شاه جهان و حضرت بزرگوار شاعر ذواللسانین امیر علی شیر نوائی پراز عشق و محبت و دوران تشعشع و شکوفائی علم وهنر است و دوران معجزه هاست دوران عدالت است و مساوات . اینان که بودند؟

درحل این سوال ازشاعر بزرگ قصیده سرا امیر معزی یاری میطلبیم :

این شوخ سواران که دل خلق ستانند            

 گویی ز که زادند و به خوبی به که مانند

  ترک اند به اصل اندر و شک نیست و لیکن      

  از خوبی و زیبائی خورشید زمانند

  میران سپاهند و عروسان وثا قند                

   گردان جهانند و هژبران دمانند

  مشکین خط و شیرین سخن و غالیه زلفند        

  سیمین بر و زرین کمر و موی میانند

 شیر اند به زور و، به هنر گرچه غزالند           

  پیرند به عقل و به خرد، گرچه جوانند

  چون راحت روح اند چو با ساغر راح اند

  چون حصن حصین اند چو بر پشت حصانند      

بصورت کلی میتوان گفت که واقعا رهبران خوب و بافرهنگ و خردمند ستون های استوار تاریخ و سازمان دهند گان  حرکت جامعه بشری هستند و فقدان آنان ، ضایعه ای جبران ناپذیر برای هر جامعه ای بشمار میرود و گذشت تاریخ و روزگار هرگز نمیتواند وجود آنانرا از دل مردم بزداید و یادنامه های شانرا به فراموشی بسپارد. آثار این بزرگمردان تاریخ همچو کاخهای سربرافراشته همواره   جاویدان خواهد ماند واز گزند روزگار در امان خواهد بود.

 نادرشاه افشار آخرین پادشاه ترکی در اثر یک  توطئه در شب هنگام زمانیکه در خیمه شاهانه اش به خواب رفته بود در سال 1747  بقتل رسید. احمدخان ابدالی که از 12 سالگی در دربار نادرشاه بحیث پاسدار شاه خدمت میکرد و تا برتبه نائب سالاری در اردوی شاهی مسولیت داشت و همان شب هم که شاه بقتل رسید احمدخان منحیث محافظ در پهلوی خیمه شاه خیمه زده بود و مراقب شاه بود.    

سال 1747 یکی از رخداد های دهشت آور تاریخ کشور ما را تمثیل می کند زیرا از این تاریخ به بعد تکالیف و رنج هایی که مردم ما در زمان شاهان ابدالی، سدوزائی ها و محمد زائی ها متحمل شده اند، نظربه ماهیت خویش بیشتر و بسیارتر از عذاب و درد هایی است که بیشتر از آن در طول تاریخ ندیده اند ، پدرکشی ها ، پسرکشی ها و قتل برادر برای رسیدن به قدرت وطنفروشی و نوکری به کشورهای خارجی همه که تا به امروز ادامه دارد از اثر زمامداران متاخر کشور است که از 1747 بدین سو ادامه دارد. مردم کشور ما چقدر درد بی حرمتی و بی عزتی حکمداران وطنفروش وکج روش را می کشند و امروز در افکار جهان بحیث کشور فاسد و دغل کار معرفی شده اند. اینها هستند که هم مملکت و هم مردم را بد معرفی کرده اند.

سوالی دارم که باید بپرسم :

 آیا خارج از این دنیای تاریک و وحشتناک که امروز از سالیان دراز در افغانستان حکمفرما است، امکان موجودیت دنیای دیگری که در آن راستی ها و صداقت و پاک بازی، برادری و برابری ، صلح و آرامش ، استحکام وحدت ملی در نظر باشد موجوداست یا خیر؟

جواب این سوال را به پیشگاه ملت شریف و نجیب و شخصیت های فرزانه ملی علمی و فرهنگی و سیاسی کشور میگذارم .

بروح پرفتوح شهید علامه سید اسماعیل بلخی  دعا و درود گفته و این شعر زیبای تاریخی شانرا " چه نام است اینجا " از دیوان اشعار شان نقل می کنم:

             چه نام است اینجا

حاجتی نیست به پرسش که چه نام است اینجا                               

 جهل را مسند و بر فقر مقام است اینجا

علم و فضل و هنر و سعی و تفکر ممنوع                                    

 آنچه در شرع حلال است حرام است اینجا

ریش زاهد، قلم منشی و فرم افسر                                            

حلقۀ جذب جوانان همه دام است اینجا

می آزادی و وحدت  نرسد از چه به ما                                 

 مستبد شیخ صفت دشمن جام است اینجا

ما به سرمنزل مقصود چسان راه بریم                                        

 راهزن رهبر و خس دزد امام است اینجا

فکر مجموع در این قافله جز حیرت نیست                                  

 زانکه اندرکف یک فرد زمام است اینجا

مگر از صحنه بستان طبیعت دوریم                                           

 پخته شد میوه هر کشور و خام است اینجا

 

ما از این مدرسه ناکام روانیم چرا     کام جویان همه درجستن کام است اینجا

 

بردگان سرخوش و آزاد به هر جا اما                                         

 ملتی بر در یک شخص غلام است اینجا

دیگران را به فلک سبقت دانش به دوام                                          

 رفتن ما به عقب هم به دوام است اینجا

بلخیا نکبت وادبار زسستی پیداست

چاره این همه یکبار قیام است اینجا

 

منابع استفاده شده :

1 . تاریخ ادبیاد ترکی اوزبیکی تالیف ملله یف . ترجمه تحقیق و نگارش برهان الدین نامق شهرانی.

2. بابر شهنشاه بزرگ نظامی و سخنور فاضل تالیف عبدالله کارگر.

3. افغانستان در مسیر تاریخ  تالیف میر غلام محمد غبار.

4. دیوان اشعار علامه شهید سید اسماعیل بلخی

5- دیوان ظهیرالدین محمد بابر، به اهتمام و مقدمۀ شفیقه یارقین.

6- بابرنامه، متن اوزبیکی، چاپ تاشکند.

برچسب ها :


پست های مرتبط :


ارسال نظر
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
ورود به سایت
آمارگیر
    آمار مطالب
    کل مطالب : 581
    کل نظرات : 82
    آمار کاربران
    افراد آنلاين : 1
    تعداد اعضا : 29
    آمار بازديد
    بازديد امروز : 237
    بازديد ديروز : 218
    بازديد کننده امروز : 76
    بازديد کننده ديروز : 110
    گوگل امروز : 6
    گوگل ديروز: 6
    بازديد هفته : 1,780
    بازديد ماه : 6,562
    بازديد سال : 87,173
    بازديد کلي : 416,751
    اطلاعات شما
    آي پي : 54.162.10.211
    مرورگر :
    سيستم عامل :
مطالب جدید
  • ظـهـیرالـدیـن مـحـمـد بـابـر
  • انواع قرار های تأمین کیفری
  • افغان پسرک
  • اموزش قرار دادن لایک باکس فس بوک در وبلاک
  • توركان‌ و نظامی‌ گنجوی‌ شاعر بزرگ‌ آذربایجان‌!
  •  ظلم دولت برازیل به کارگران
مطالب پربازدید
  • داستان سريال فاطمه گل
  • بیوگرافی غزل سادات هنرمند محبوب دل ها
  • داستان سريال حرم سلطان
  • معلومات عمومی درباره  ولایت هرات
  • داستان پنج خواهر سریال ترکی جالب و دیدنی
  • زندگی نامه مختصر آریانا سعید هنرمند محبوب کشور ما افغانستان
مطالب تصادفی
  • عبـــاس معروفـــی
  • یک سری از دانستنی ها
  •  بیوگرافی کیوانچ تاتلیتوگ بازیگر نقش کوزه ی در سریال کوزی گونی
  • چشمانت …
  • بابالریمیزنینگ یره تگن اویغارلیق لری اونوتیلگن...
  • ویتامینB1